مدیریت عواطف و احساسات – آزمون

عواطف اهمیت زیادی دارند؛ نه فقط به واسطه ایجاد احساسات خوشایند یا ناخوشایند! بلکه همین احساسات هستند که چگونگی رفتار ما را مشخص می‌کنند. پرسشنامه این مطلب به این منظور طراحی شده که شما با استفاده ازآن، شاید برای نخستین باردر مورد عواطف و احساسات خود فکر کنید.

آزمون مدیریت عواطف و احساسات

گرچه عواطف تاثیرات وسیع و عمیقی بر رفتار شما دارند اما یقینا در مقام عمل، بسیار مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند. فهرست باورهای داده شده را مطالعه کنید و در عبارت‌هایی که به آن‌ها اعتقاد دارید، گزینه «موافقم» و در عبارت‌هایی که به آن‌ها معتقد نیستید، گزینه «مخالفم» را انتخاب کنید. در نهایت صداقت پاسخ دهید و با خودتان روراست باشید تا در نهایت بتوانید شناخت خوبی از خود به دست آورید.

۱. بیشتر عواطف من غریزی هستند، یعنی با این عواطف به دنیا آمده ام.

  • موافقم
  • مخالفم

۲. برخی چیزها مرا بر افروخته می کنند (سرخ می شوم) و این موضوع اجتناب ناپذیر است.

  • موافقم
  • مخالفم

۳. سرپوش گذاشتن روی احساسات بد، استرس زاست و نهایتا باعث ایجاد مشکلاتی می شود.

  • موافقم
  • مخالفم

۴. نمی توانم جلوی احساساتم را بگیرم، عواطف بی اختیار در من بروز می کنند.

  • موافقم
  • مخالفم

۵. وقتی بعضی چیزها خراب می شود و نقشه هایم به هم می ریزد، برایم فاجعه بار است.

  • موافقم
  • مخالفم

۶. طبیعت آدم ها عوض شدنی نیست و برای همیشه یکسان خواهد ماند.

  • موافقم
  • مخالفم

۷. عزت نفسم تا حد زیادی وابسته به وجهه، اعتبار و خوشنامی من در بین سایر افراد است.

  • موافقم
  • مخالفم

۸. وقایع و حوادثی که اتفاق می افتد، مرا هیجان زده می کند.

  • موافقم
  • مخالفم

۹. می توانم از بروز عواطف بد مانند اضطراب، عصبانیت و … در خود جلوگیری کنم.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۰. دیگران باید همیشه با من مودب باشند و ملاحظه من را بکنند.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۱. اغلب لازم است با سرکوب عواطفم مانع تاثیر آنها در رفتار ظاهری ام شوم.

  • موافقم
  • مخالفم
مقاله مرتبط:   آزمون رضایت شغلی - چقدر از شغلتان رضایت دارید؟

۱۲. مردم باید همیشه درست رفتار کنند.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۳. اغلب عواطف من، حاصل یادگیری از تجربیاتم است.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۴. دلواپسی و نگرانی صرفا یک موضوع طبیعی است.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۵. رفتار سایر افراد باعث می شود از کوره در بروم یا آزرده خاطر شوم یا …

  • موافقم
  • مخالفم

۱۶. اگر کاری را غلط انجام داده یا غیر صادقانه عمل کرده باشم، باید احساس گناه کنم.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۷. من مسئول و پاسخگوی عواطف و احساسات خودم هستم.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۸. ترجیح می دهم صادقانه احساسم را بیان کنم، هرچند واکنش دیگران را در پی داشته باشد.

  • موافقم
  • مخالفم

۱۹. چگونگی برداشت من از وقایع و رفتار دیگران، عواطف مرا بر می انگیزد.

  • موافقم
  • مخالفم

۲۰. وقتی از کوره در می روم، در واقع خودم این روش را برای واکنش نشان دادن انتخاب کرده ام.

  • موافقم
  • مخالفم
جدول ارزشیابی پاسخ ها

جدول ارزشیابی پاسخ ها

چه نمره ای می گیرید؟

حالا با توجه به گزینه هایی که انتخاب کرده‌اید، امتیازهایتان را جمع بزنید و نتیجه را در ادامه ببینید.

  • ۸۰-۱۰۰: عالی است! باورهایی دارید که به شما در مدیریت عواطف و هیجان‌ها کمک می‌کند.
  • ۶۰-۷۹: خیلی خوب است، برای شما مدیریت کردن عواطف‌تان کار سختی نیست.
  • ۴۰-۵۹: متوسط! برای مدیریت کردن عواطف‌تان باید برخی از باورهای‌تان را تعدیل و اصلاح کنید.
  • ۳۹ یا کمتر: برای این‌که به مرحله آمادگی برای مدیریت عواطف خود برسید، نیازمند بازنگری در بسیاری از عواطف‌تان هستید.

مدیریت عواطف و احساسات

عواطف بر خلاف رفتار، در معرض کنترل سایرین نیستند؛ نه شما قادر به کنترل عواطف دیگران هستید و نه دیگران می‌توانند عواطف شما را کنترل کنند و به بیانی دیگر، احساسات شما فقط متعلق به شماست. البته دیگران هم می‌توانند حداکثر کوشش خود را برای تاثیر روی احساسات شما انجام دهند اما فقط و فقط شما می‌توانید انتخاب کنید که این تاثیرات اعمال شود یا نه! در یک طبقه‌بندی کلی، احساسات را می‌توان به ۲ گروه تقسیم کرد:

مقاله مرتبط:   روانشناسی رنگ ها - هر رنگی چه ویژگی هایی دارد؟

احساساتی که به شما کمک می‌کنند، عملکرد موثرتری داشته باشید داشتن سطح مناسبی از اضطراب است که عملکرد را ارتقا می‌بخشد و در نتیجه، بهتر از زمانی که به‌صورت معمول و عادی به مسائل نظر دارید، اقدام می‌کنید.

احساساتی که موجب می‌شوند عملکرد موثر شما پایین‌تر از سطح توانمندی شما باشد، احساساتی مانند خشم، دلواپسی و احساس گناه هستند که غالبا مانع عملکرد موثر می‌شوند. در ضمن مادامی که‌ این حالات در شما وجود دارد، احساس ناخوشایندی خواهید داشت. واضح است احساساتی که موجب ارتقای عملکرد می‌شوند، مطلوب و لذت‌بخش هستند، در مقابل احساساتی که باعث افت عملکرد می‌شوند، هم ناخواسته و هم ناخوشایند هستند. احساسات ناخواسته، چنان رفتار شما را مختل می‌کنند که عملکرد موثر نخواهید داشت. این احساسات غالبا ناخوشایند هم هستند. زمان‌هایی فاقد عملکرد موثر هستید که:

  • در مواجهه با مردم، کم‌حوصله‌اید.
  • با همکاران‌تان نمی‌توانید صریح و روشن صحبت کنید، حتی اگر تمایل به این کار داشته باشید.
  • نمی‌توانید برای کار روی یک پروژه تمرکز داشته باشید، هر چند به آن علاقه‌مند هم باشید.
  • بی‌قرار و اندوهگین هستید.
  • نمی‌توانید در بعضی فعالیت‌های لذت‌بخش شرکت کنید زیرا به‌گونه‌ای فزاینده احساس می‌کنید باید در حال کار باشید.
  • نمی‌توانید خودتان را به کسی که به شما مراجعه می‌کند، معرفی کنید.
  • خشم‌تان شما را از تفکر روشن باز می‌دارد.
  • نمی‌توانید خواب راحتی داشته باشید، زیرا موضوعی شما را آزار می‌دهد.
  • وقتی عصبی می‌شوید، شدتش به حدی است که زبان‌تان بند می‌آید.

روش های کنترل احساسات ناخواسته

برای کنترل (و نه سرکوب!) احساسات ناخواسته و عملکرد غیرموثر ۲ گزینه دارید:

گزینه اول: تغییر موقعیت

از آنجا که زنجیره با یک رویداد یا عامل بیرونی آغاز می‌شود، یک گزینه آن است که موقعیت‌هایی را که موجب بر انگیختنن احساسات غیرموثر در شما می‌شود، مشخص کرده و از این موقعیت‌ها اجتناب کنید  یا آن‌ها را تغییر دهید. مشکل کار این است که غالبا اجتناب از موقعیت‌ها، امکان‌پذیر نیست. بهتر است مستقیما با موقعیت‌ها مواجه شوید و رفتار خود را کنترل کنید.

مقاله مرتبط:   آیا شما هم به اینترنت معتاد شده اید؟

گزینه دوم: تغییر افکار

پیشنهاد گزینه دوم عبارت است از جایگزین کردن آگاهانه افکاری که منجر به بروز احساسات غیرموثر می‌شوند، با افکار دیگری کهه حاوی چنین پیامدی نیستند. هر احساسی همیشه از سوی یک فکر پشتیبانی می‌شود و از آنجا که ما توانایی کنترل افکارمان را داریم، تفکر، امیدوارانه‌ترین روش برای پیشگیری از احساسات غیرموثر است. افکاری که مخرب هستند و باعث بروز عواطف ناخواسته می‌شوند، ویژگی‌های خاصی دارند.

این افکار موقعیت را مبالغه‌آمیز جلوه می‌دهند، به‌نحوی که شما به رویدادهای نامطلوب فکر می‌کنید؛ برای مثال «اگر پاسخ سوال را ندانم، افتضاح می‌شود!»، «اگر طرح ما موفق نشود، فاجعه رخ می‌دهد».  باورهای تعصبی و مملو از عبارات آمرانه مثل باید، حتما و الزاما هم از جمله دیگر افکار مخرب هستند. مثلا این‌که «مردم باید همیشه مودب باشند»، «همه چیز باید سر جای خودش باشد» یا این‌که «من باید مورد پذیرش دیگران قرار گیرم».

همچنین نباید تاثیر باورهایی که توام با لجاجت و یکدندگی هستند و هنگامی که در شرایط خاصی برانگیخته می‌شوند، مرتبا و بارها و بارها خود را تکرار می‌کنند را دست کم گرفت. افکاری که چنین ویژگی‌هایی دارند، عادت‌ساز هستند و مشکل افکار و باورهایی از این قبیل، غیرواقعی بودن آن‌هاست. هیچ اتفاقی به‌خودی خود فاجعه‌آمیز نیست مگر این‌که به افکارتان اجازه دهید شما را مغلوب خود کنند.

برای نجات خود، سعی کنید افکارتان را طوری تغییر دهید که باورهای‌تان واقع بینانه‌تر شود. اگر افکار و باورهای شما با واقعیت‌ها سازگارتر شود، کمتر در معرض عواطف ناخواسته قرار خواهید گرفت. در این حالت، کمتر دچار تغییرات عاطفی می‌شوید. به‌طور کلی اگر یاد بگیرید در چه مواقعی عواطف خاصی را بروز بدهید مدیریت عواطف برای‌تان آسان‌تر خواهد بود همان طور که شما طرز عمل و رفتار خود را انتخاب می‌کنید، عواطف خود را هم انتخاب می‌کنید.

 

تهیه شده در واحد تحقیق و ترجمه نوآورد

منبع: مجله اینترنتی برترین ها (برگرفته از مجله سیب سبز)

دسته بندی روان شناسی

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید